روباه و کلاغ و پنیر

روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بیتربیت! خجالت بکش.. اون موقع من کلاس سوم بودم… حالا شوهر دارم
پ.ن: البته یه جای این جمله مشکل داره و اون این که ما وقتی بچه بودیم همیشه می گفتیم آقا کلاغه و نمی دونستیم که کلاغ خانوم هم وجود داره!!!
برچسبها: روباه, زاغ, پنیر
نوشته شده در سه شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ و در دستهی متفرقه.
میتوانید دیدگاههای این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک
میتوانید دیدگاهتان را بنویسید, یا بازتاب از سایت خودتان