
داستان از این قرار است: هوبورگ کسیه که ناکجا آباد رو ساخت، او دنیایش رو پر کرد از زیبایی و شگفتی، چراکه قرار بود این آبادی، یعنی نورهود، جایی باشد که هوبورگ برای همیشه توش زندگی کنه. اون فکر میکرد دنیایی که ساخته خوشحالش می کنه، اما خیلی زود ناراحتش کرد، توی این دنیای بزرگ و زیبا احساس تنهایی کرد. با خودش گفت باید دوستی رو بسازم که با من از این دنیا لذت ببره. «کلوگ» رو ساخت و ورودش رو به نورهود خوش آمد گفت. اون از داشتن یه دوست خیلی خوشحال بود، بهش گفت که ما باید همه روزامون رو توی این دنیا به شب برسونیم، همه چیز در این دنیا برای توست و میتونی در کنارم از همه آنها لذت ببری. هوبورگ به کلوگ گفت: از همه چیز میتونی استفاده کنی، اما اون تاج پادشاهی فقط برای من است و نباید از اون تاج استفاده کنی، حالا برو و یه خونه برای خودت پیدا کن. این دنیا رو هوبورگ ساخته و اونه که پادشاه این سرزمینه پس این تاج فقط برای اوست. هنگامی که هوبورگ برای ساختن دوستانی جدید فکر میکرد، کلوگ شروع به فکرهای پلید کرد و بالاخره تاج پادشاهی را روی سر خودش گذاشت… رفت پیش هوبورگ و بهش گفت: از این به بعد من پادشاه این سرزمین هستم چون تاج الان روی سر منه، تو نمیتونی بدون این تاج پادشاهی کنی. اما اون تاج برای هوبورگ فقط برای سلطنت نبود، بلکه سری بود برای زنده ماندنش… هوبورگ بدون اون تاج به خواب عمیقی فرو رفت. کلوگ همه زیباییها توی ناکجا آباد رو خراب کرد. همه قشنگیها رو زشت کرد و همه خوبیها رو به بدی تبدیل کرد. هوبورگ قبلا دانههایی ساخته بود تا از آنها دوستانی درست کند که با او زندگی کنند و خوشحال باشند. سرانجام از دانهای که هوبورگ قبل از فرو رفتن به خواب عمیق ساخته بود، «کلی من» به دنیا آمد. شما باید برای نجات ناکجا آباد کلی من رو از میان رازهای کهن بگذرانید. تا دوباره تاج رو روی سر هوبورگ بگذارید، تا از خواب عمیق بیرون بیاد و دوباره سرزمینش رو مثل قبل کنه…

معمولا علاقه مندان به بازی های کامپیوتری بیشتر با دیدن بازیهایی که قدیمیها بازی می کردند یاد دوران گذشته یشان میافتند. یکی از این بازیهایی که الان جزو خاطرات محسوب می شود بازی نورهود است. این بازی ۳۱اکتبر ۱۹۹۶ توسط داگ تن نپل ساخته شد و کمپانی دریم ورکس(Dream Works) آن را منتشر کرد. این بازی کاملا فکری و ماجراجویانه است و از لحاظ تکنیک ساخت کاملا فضایی انیمیشنی دارد. حرکتها در این بازی مانند یک انیمیشن استاپ موشن (تک فریم) به وجود آمدهاند. تمام فضاهای آن به صورت دستی و در اندازه کوچک ساخته شده و مناسب یک فیلم انیمیشن عروسکی است. همینطور عروسکها در این بازی از خمیر ساخته شدهاند. تمام حرکتها در این بازی کاملا شبیه یک فیلم انیمیشن فریم فریم متحرکسازی شده است. مستند کوتاهی از پشت صحنه بازی در سیدی این بازی وجود دارد که با دیدن آن متوجه میشوید که ساخت بازی نورهود کاملا با همه بازیهای دیگر متفاوت است.

داگ تن نپل یک هنرمند آمریکایی است که به جز ساخت بازی نورهود، هم فیلم انیمیشن ساخته است، هم سریال تلویزیونی، هم آلبوم موسیقی منتشر کرده و هم کتاب چاپ کرده. او اولین بار در سال ۱۹۹۳ برای کنسول سگا چند بازی ساخت. سال ۱۹۹۶ در کمپانی دریم ورکس مشغول به کار شد و بازی نورهود را طراحی کرد. این بازی به خاطر ایجاد اثری جدید و سبکی نو در بازیهای کامپیوتری به شدت مورد استقبال قرار گرفت. تن نپل به خاطر استعداد و تخیل بی نظیری که در طراحی شخصیتها و دکورهای بازی به کار برد توانست این بازی را در دنیا پرفروش کند. او در داستان این بازی از همه استعداد و احساسات ما استفاده میکند. به جز این که هوشمان را باید یک سره در طول بازی به کار ببریم و هرچه تیز بازی بلدیم، استفاده کنیم. این بازی هم ما را میخنداند، هم ممکن است یه جایی به گریه بیافتیم. هم اتفاقات عاشقانه میافتد، هم کسی هست که ازش متنفر باشیم. هم سرگرمتان می کند، هم یه جایی هم هست که کلافه میشوید. درست برعکس بقیه بازیها که همش باید بکُشید و جلو بروید…

بخشی از بازی که خیلی قابل توجه است، موسیقی این بازی است. موسیقی نورهود توسط «تری اسکات تیلور» ساخته شده. اسکات تیلور آهنگساز و ترانه سرایی امریکایی است. او اوایل دهه ۹۰ میلادی همکاریاش را با داگ تن نپل شروع کرد و در اواسط دهه ۹۰ موسیقی متن بازی نورهود را ساخت که موفق به دریافت جایزههای متعددی شد و مورد تحسین منتقدین قرار گرفت. تیلور بعدها دو بازی دیگر به نامهای skullmonkeys و boombots ساخته تن نپل را آهنگسازی کرد. در سال ۲۰۰۴ آلبومی از موسیقیهای بازی نورهود و skullmonkeys تحت عنوان «ترانههایی از نورهود» منتشر شد که عنوان «بهترین موسیقی بازی سال» و « بامزهترین آهنگ ساخته شده برای بازیهای ویدیویی» را بدست آورد. این موسیقی به شدت هماهنگ با فضاها و اتفاقات در این بازی است که در جذابیت این بازی به شدت تاثیر دارد.
شخصیت های مضحک و غیر واقعی، فضاهای عجیب و غریب و سناریوی غیر منتظره و موسیقی ایی مناسب با همه اینها، این بازی را به یک بازی جذاب و نو تبدیل کرد. نورهود به خاطر نوآوری در میان سبکهای مختلف بازیها و به خاطر خلق فضاهای جدید و طراحی خلاقانه اتفاقات به یک بازی پر فروش تبدیل شد.

این بازی برخلاف اکثر بازیها اصلا صحنههای هیجانی و اکشن ندارد. شخصیتی که شما هدایت آن را در این بازی به عهده دارید به اصطلاح «جون» ندارد و هیچ اتفاقی نمیافتد که بمیرد فقط در میان بازی به یک چاه برخورد می کنید که اگر از بازی کردن خسته شدید، میتوانید در آن خودکشی کنید. البته این چاه هیچ تاثیری در روند بازی ندارد و احتمالا سازندههای بازی فقط برای خنده این کار را کردهاند. در این بازی فقط شما باید معماها و جدولها را حل کنید و جلو بروید. در میان بازی شما به یک راهرو بلند برخورد میکنید که برای ادامه این بازی باید تا انتهای این راهرو بروید و یک نوار ویدیویی رو بردارید.
این همان قسمتی است که ممکن است کلافهتان کند چون باید راهرویی به درازای ۳۸ تصویر را بروید و بعد از برداشتن نوار دوباره از همان راه برگردید. روی دیوارهای این راهرو نوشتههایی حک شده که با کلیک روی آن میتوانید آنها را بخوانید. احتمالا تعداد کسانی که کل این نوشتهها رو خوانده باشند خیلی کم باشد چون اگر بخواهید این نوشتهها را چاپ کنید بیش از صد صفحه میشود و احتمالا کمتر کسی حوصله خواندن این همه نوشته را در میان بازی دارد. این نوشتهها به اصطلاح کتاب مقدس دنیایی است که نورهود در آن وجود دارد. این نوشتهها روی دیوارها به «کواتر» پدر فرمانروایی نورهود تعلق دارد که تاریخ را روی آن ثبت کرده است. کواتر هفت دیوار را به هفت پسر خود تقدیم میکند که یکی از آنها هوبورگ (پادشاه نورهود) است و عنوانش «تاریخچه نورهود» است که توسط داگ تن نپل و مارک لورنزن نوشته شده.
منبع: عصر ارتباط