دست چه کسی را بفشاریم؟

برخی از برنامه نویسان آزاد در ابتدای کار خود تمام پروژه هایی که سر راه آنان قرار می گیرند صرف نظر از مقدار کار، مدت و نوع کار قبول می کنند. شاید از این کار خود راضی باشند و فکر کنند که با این کار فهمیده تر می شوند و جیب هایشان کمتر خالی می ماند.
ولی وقتی پروژه جدیدی به شما پیشنهاد می شود عوامل بسیار زیادی باید سنجیده و در نظر گرفته شود که کدام پروژه بهتر از بقیه است. می خواهید باور کنید یا خیر ولی برخی پروژه ها هست که باید به آن ها “نه” بگویید.
در مراحل اولیه یک پروژه نشانه هایی وجود دارد که مشکلات پروژه را در ابتدای آن روشن می کند. البته اگر در ابتدای راه هستید فهمیدن این نشانه ها شاید برای شما کمی مشکل باشد.
۱- جزییات مبهم از هدف نهایی
یکی از این علایم خطر این است که مشتری دقیقا نمی داند که چه چیزی باید در پروژه اضافه شود. هر بار در جلسه یک هدف جدید می گوید که باید در پروژه اضافه شود و یا یک هدف را حذف می کند. زمانی که به سمت محل کار حرکت می کند در راه به چیزی فکر می کند و از شما می خواهد که آن را در پروژه اضافه کنید چون فکر می کند که نباید زمان زیادی ببرد.
۲- موارد بسیار جزیی
این مورد کاملا مخالف مورد قبل است. تجربه ثابت کرده است که اگر در جلسه ارایه با تمام جزییاتی که مشتری می خواهد وارد شوید یه پروژه ناکارآمد،‌ وقت گیر و پرهزینه را تجربه خواهید کرد. یک مثال برای این مساله شرح دقیق طراحی وب سایتی است که به خوبی محدودیت های آن مشخص نشده باشد. این شرح باید بازبینی شود تا به مفاهیم اصلی مشتری برسید. البته هیچ وقت نباید یک پروژه را فقط به این دلیل که توضیحات خیلی جزیی دارد رد کنید ولی دلیلی است که باید بیشتر روی آن فکر کنید.
۳- چانه زدن روی قیمت
همه می خواهند پروژه از نظر مالی به نفع آن ها باشد ولی اگر مشتری سعی می کند شما را از قیمتی که داده اید منصرف کند بهتر است که آن جا را ترک کنید! منعطف بودن روی قیمت بسته به نوع پروژه که مربوط به چه شخصی است و این که این پروژه شما را به کجا خواهد رساند فرق می کند. این نیز مهم است که روی ارزش سرویس هایی که ارایه می دهید استوار باشید و از ارزش های خود عقب نشینی نکنید. زمانی که می خواهید کار کنید کشیدن این محدوده ها سخت است ولی اگر ارزش خود را پایین بیاورید و به مشتری اجازه دهید تا بهایی کمتر از حق شما و پروژه تان به شما پرداخت کند فقط به خودتان ضرر زده اید.
اگر دیدید که یکی از مشتریان از شما می خواهد تا با یک سوم قیمت پیشنهادتان پروزه را برایش انجام دهید بهتر است به او پیشنهاد کنید که شخص دیگری را برای کار خود پیدا کند.
۴- وعده منافع خارج از پروژه
دیر یا زود یک پروژه با قول و قرارهایی از مزایایی که برای شغل شما خواهد داشت به شما پیشنهاد می شود. مزایایی مثل ارتباط های بیشتر، مراجعات، ‌رزومه قوی و غیره. زمانی که این موارد پیش می اید اغلب مشتری می خواهد از زیر هزینه ای که واقعا باید پرداخت کند شانه خالی کند.
در واقع این مساله مطرح می شود تا شما برای آن ها کارشان را زیر قیمت انجام دهید! زمانی که مشتری قرار است که پول کامل را پرداخت کند این شرط می تواند خوب باشد ولی اگر این شرایط به عنوان بخشی از پاداش و پول شما باشد دلیل خوبی خواهید داشت تا این پروژه را قبول نکنید.
۵- نپرداختن پیش پرداخت
صرف نظر از مقداری که یک شخص قبول کرده است تا برای پروژه ای که شما می خواهید برای او انجام دهید بپردازد اگر تمایلی برای پیش پرداخت بخشی از مبلغ پروژه نداشته باشد باید این احتمال را بدهید که بعد از اتمام پروژه پول کامل را پرداخت نکند. این مساله یکی از نقاط بحرانی برنامه نویسان است و باید به عنوان علامت خطر جدی در نظر گرفته شود. پس حداقل نیمی از مبلغ پروژه را جلوتر بگیرید.
۶- ریز مدیریت
مشتری باید خود یک ریز مدیر باشد تا زمانی که صرف یک پروژه می شود کاهش پیدا کند. هزینه بی دلیل تماس های تلفنی و ایمیلی، ‌بررسی و گفتن حرکت های بعدی می تواند یک پروژه کاری خوب را به یک کابوس تبدیل کند. رابطه خوب همیشه یک ایده عالی است ولی تعیین حدود و مرزها می تواند زمانی که مشتری آن ها را نادیده می گیرد و از آن ها عبور می کند کمک حال باشد.
چه کارهایی را باید قبول کنید؟
تمام دلایلی که در بالا ذکر شد به همراه تجربیاتی که داشته اید و یا شنیده اید به شما کمک می کند که بفهمید چه کاری را باید قبول کنید. (به ویژه اگر در ابتدای راه هستید). نشانه هایی نیز هستند که نشان می دهند یک پروژه قرار است به یک تجربه لذت بخش و سودمند تبدیل شود:

  • مشتری تمام چیزهایی که قرار است در پروژه وجود داشته باشد به همراه هدف نهایی را به روشنی توضیح می دهد.
  • مشتری ارزش سرویس های شما و قیمت موجه آن ها را می فهمد و می پذیرد.
  • مشتری سر قیمت چانه نمی زند و یا به دنبال راهی برای کاهش آن نیست.
  • حداق نصف هزینه پروژه را پیش از آغاز و بدون بحث پرداخت می کند.
  • زمان پیشنهادی را قبول می کند.
  • قرارداد امضا شده را برمی گرداند و برای ادامه پروژه بدون بی طاقتی علاقه نشان می دهد.

منبع: کلیک شماره ۲۷۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.