مشتری: خوب، بد، زشت!!!

بسیاری از برنامه نویسان داخلی به صورت فردی زیاد کار کرده اند. همه هم خوب می دانند که کار کردن با یک مشتری خوب چه شادی و نشاطی را وارد پروژه می کند. وقتی به مشتری می توان اعتماد کرد، آدم تشویق می شود و تلاش بیشتری در پروژه می کند و حتی ممکن است از آن چیزی که توافق کرده بودند بیشتر مایه بگذارد.

روی تاریک ماجرا آنجاست که مشتریان ناجوری به پست برنامه نویس بخورند، این جاست که زندگی تجاری آن کام شیرین خود را از دست می دهد. میزان رضایت شغلی پایین می آید، کیفیت کار آدم کم می شود و در کل احتمال آن که جاده فعالیت های تجاری شما مسیر موفقیت آمیز خویش را طی کند بسیار پایین می اید. مشتری بد، بدترین چیزی است که سراغ یه برنامه نویس مستقل می رود.

قدیمی تر های کار می گویند که باید مد نظر داشت که فرار کردن از مشتری راه حل درستی نیست. مشتری که در دراز مدت با آدم همکاری داشته باشد امنیت تجاری بیشتری دارد و قطعا یافتن مشتری جدید نه این که غیر ممکن باشد ولی سخت تر است. بنابراین معمولا ماجرا این است که مشتریان بد برای مدتی گریبانگیر آدم می شوند و بعد ماجرا حل می شود.

اما این موضوع را فراموش کنید. اکر با مشتری همکاری خوبی را در کوتاه مدت نداشته باشید در دراز مدت ضرر بیشتری گریبان شما رو می گیرد. یک نگاهی به فهرست زیر بیندازید و مشتریان خود را بررسی کنید. البته توصیه اصلی این است که تا مشتری جدید پیدا نکرده اید مشتری قدیم را از دست ندهید که از قدیم گفته اند لنگه کفش کهنه در بیابان نعمت است.

۱- فوق منتقد: بازخورد صادقانه واقعا با ارزش است اما برخی از مشتریان پای خود را فراتر از صداقت می گذارند و از هر چیزی که ارایه شود ایرادی در می اورند و هیچ وقت راضی نمی شوند. همین دسته از مشتریان هستند که باعث می شوند رضایت از کار خود را از دست بدهید. ضمن این که اگر مشتری دیگری خواست از طریق این مشتری سراغ شما بیاید با نارضایتی و غرولندهایش قطعا سراغ شما را نخواهد گرفت. یک مشتری خوب سوای منبع درامد منبع تبلیغاتی هم هست.

۲- خسیس ها: آیا بعد از گذشت یک ماه این شما هستید که باید هر روز به مشتری زنگ بزنید و در مورد فاکتور ماه قبل صحبت کنید؟ در عصر الکترونیک امروز، پرداخت با چند کلیک و ورود به وب سایت بانک انجام می شود، بنابراین هیچ پرداختی بیشتر از یکی دو هفته نباید طول بکشد.

۳- درخواست جدید،‌ بدون وقفه: کاملا بدیهی است که تکلیف برخی از کارها در همان ابتدا مشخص نیست و با مرور زمان و پیشرفت پروژه نیازها مشخص خواهد شد. اما وقتی مشتری شما بعد از هر جلسه ارایه دمو، فهرست بلند بالایی از نیازمندی ها را مطرح می کند که تا کنون دم برنیاورده بود دردسر کار بیشتر از سود آن است.

۴- نسبت درامد به کار اندک: خیلی وقت ها ممکن است که کاری را با درامد اندک انجام دهیم و مطمنا همه برنامه نویسان به این شرایط رسیده اند. اما قبل از انجام کار اطمینان حاصل کنید که برای یک پروژه یک میلیون تومانی قرار نیست ۸ نفر هم زمان برای ۳ ماه کار کنند. اگر می بینید که واقعا چیزی برایتان صرف نمی کند به مشتریتان بگویید.

۵- ارتباط ناکافی: به شخصه آدم پرحرفی نیستم بنابراین اگر مشتری در مدتی کوتاه نیازهایش را بیان کند بهترین مشتری ممکن است. سعی کنید از مشتریانی که قادر به بیان نیازهای خود نیستند اما از طرفی شما را محکوم به متوجه نشدن می کنند خودداری کنید. در غیر این صورت مجبور هستید ساعت های پر ارزش را جلسه پشت جلسه بگذارید تا از مساله ای که قرار بود طی ۱۵ دقیقه روشن شود پرده برداری کنید. این مشتری ها معمولا بازخورد خوبی از پروژه نمی دهند و حتی ممکن است عملیات تست بتا و آلفای پروژه شما را تا ۲ برابر زمان توسعه نرم افزار کش بدهند.

۶- غیر پیگیر: انجام کارهایی که به صورت برون سپاری انجام می شود یک جاده دو طرفه است. پیمانکار یا همان برنامه نویس استخدام شده است تا کاری را انجام دهد. اما بیشتر مواقع برخی از امور را خود مشتری باید انجام دهد تا کار به اتمام برسد. تهیه محتوا، وقت گذاشتن برای تست برنامه یا دادن پیشنهاد و بازخورد صادقانه یا پیگیری با انرژی پروژه. در غیر این صورت پیمانکار به سرعت از پیشبرد پروژه نا امید می شود. مشتری که قول می دهد کاری را انجام دهد ولی آن قدر سرش شلوغ است یا فراموش می کند که آن را انجام بدهد فقط دردسر و ضرر مالی برای پیمانکار به همراه دارد. اگر دیدید مشتریتان گاهی اوقات ایمیل هایتان را هم جواب نمی دهد وقت آن است که به سراغ مشتری دیگری بروید.

۷- بی نظم کامل: همه ما ممکن است گاهی بی نظم باشیم اما بی نظمی مشتری برای برنامه نویس مشکل بوجود می آورد. یکی از مشتریان درست روزهای آخر تحویل پروژه فایل های خام پروژه را ارسال می کرد و اصرار داشت که در شلوغی و عجله کار چند روز آینده قرار دهد. آن کار را می شد طی یک هفته با سادگی و کیفیت انجام داد، موضوع آن جا مشکل ساز می شود که این روند دایم ادامه داشته باشد و حتی اگر سر موقع هم درخواست محتوای خام را ارسال کنید باز هم پاسخ به موقع دریافت نکنید. هیچ وقت نگذارید که بی نظمی مشتری شما را هم آشفته کند.

۸- پر اشتباه بودن: هر کسی اشتباه می کند، این یک حقیقت مسلم است. اما وقتی مشتری از نرم افزاری که شما نوشته اید و یا وب سایتی که طراحی کرده اید به درستی استفاده نمی کند و آن را بد نشان می دهد علاوه بر این که خودش از این موضوع ضرر می بیند در دراز مدت کار شما را هم کم ارزش و حتی بد نشان می دهد. یادتان باشد که علاوه بر درآمد شهرت یک برنامه نویس هم مهم است.

۹- شوخی و شخصی کردن کار: متاسفانه بسیاری از ما عادت داریم سریع رابطه بین پیمانکار و مشتری را به رابطه دوستی غیر حرفه ای بدل کنیم. اما باید بدانیم که نخستین چیزی که مشتری و ما را کنار هم نگه داشته است کار است. نباید بگذارید اتفاقی بیفتد که مشتری پشت سر شما حرف بزند یا طوری رفتار کنید که در مورد اعضای داخلی شرکتتان از مشتری گله بشنوید. رفتار دوستانه کار خوبی است اما غیبت کردن و چیزهایی از این دست کاملا غیر حرفه ای است و باید تا آنجا که می توانید از این مساله دوری کنید وگرنه به زودی همین ها گریبان شما را خواهد گرفت.

۱۰- احساساتی و نامتعادل بودن: همانند مورد قبلی است. بیایید صادق باشیم: همه ما گاهی اوقات احساساتی تصمیم می گیریم. انسان هستیم و احساسات بخشی از زندگی است. اما در رابطه میان مشتری و برنامه نویس احساسات نمی تواند نقشی در کار داشته باشد. اگر مشتریتان احساساتی است (عصبی، خشمگین، افسرده و …) و ین احساسش در کار شما تاثیر می گذارد موقعیت خوبی برای شما بوجود نیامده است. باید مواظب باشید که احساساتی بودن مشتری نقشی در کار شما نداشته باشد.

منبع: کلیک – شماره ۲۶۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.